تبليغاتX
We are born of suffer
We are born of suffer
Getting away from overeating is the only way of felicity...  
قالب وبلاگ
انگار که شاهرگ احساسم را زده باشی،
بند نمی آید دوست داشتنت ....
دوستت دارم
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:59 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]
نه سلامم نه علیکم
نه سپیدم نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...
گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی
تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی

و گلِ وصل بـچیـنی....

http://www.mihan.net/press/wp-content/uploads/2011/06/148.jpg


[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 1:16 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]
عشق یعنی مادر...

صبر یعنی یک زن...

مهر یعنی دختر...

نور یعنی خواهر...

هر چه هستی عشق یا صبر ، مهر یا نور

روزت مبارک


http://darrsad.persiangig.com/image/5ta12/11.%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%8C%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%8C%D8%B4%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%87%20%D8%A7%D9%85....jpg

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 5:16 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]
اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صد چهره‌ها در آينه افتاده چين
از تندباد حادثه گفتي كه جان در برده‌ايم
اما چه جان دربردني ديريست كه در خود مرده‌ايم


اينجا به جز درد و دروغ همخانه‌اي با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار كساد
سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد !
هجرت
سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري نداشت

هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
اينجا مرا تنها گذاشت...

من با تو گريه كرده‌ام در
سوگ همراهان خويش

آنان كه عــاشـق مانده‌اند در خانه بر پيمان خويش
اي مثل من در خود اسير ليلاي من با من بمير
تنها به يُمن مرگ ما اين قصه مي‌ماند به جا

✔✫✔

✔✫✔

*✔✫✔*

*

*


[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 2:22 بعد از ظهر ] [ shayrin ] [ ]

میان ابرها سیر می‌کنم 

هر کدام را به شکلی می‌بینم 

که دوست دارم 

می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم 

میان آدم‌ها اما 

کاری از دست من ساخته نیست 

خودشان شکل عوض می‌کنند 

بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … 

بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم 

بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم 

بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود 

بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد 

بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت 

مــرا بـبـخـش …




[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:53 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

˟ قِصّــهـ از حَنجَـــرهـ ایســﭞ کهـ گِـرهـ خوردهـ بهـ بُغـضـــ

˟ صُـحبَـﭞ از خاطِـرهـ ایســﭞ کهـ نِشَســتهـ لَـبـــِ حُوضـــ

˟ یِکــــ طـَـرفــ خاطِـرهـ ها!

˟ یِکــــ طـَـرفــ پَنجـِـرهـ ها!

˟ دَر هَـمـهـ آوازها! حـَـرفــِ آخـَـر زیبــاســﭞ!

˟ آخـَـریـטּ حـَـرفــِ تـو چیسـﭞ کـهـ بهـ آטּ تِکیــهـ کُنـَـمــــ؟

˟ حـَـرفــِ مَـטּ دیـدَטּِ پـَـروازِ تــو دَر فـَـرداهـاســﭞ ...


[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:2 بعد از ظهر ] [ shayrin ] [ ]


علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را


****

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را


****

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را


****

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را


****

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را


****

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا


****

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را


****

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را


****

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را


****

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را


****

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را


****

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را


****

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را


****

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»


****

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا


---------------
(شهرِیار)

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:47 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]
باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام
باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام

اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم

خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت
محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت:

یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت
با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت

خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد
باز دنبال جگر گوشه ی مــردم افتاد

“آخــــــرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد
یک شبه یک شبه دیوانه چشمان که شد”

تا غــزل هست دل غمزده ات مال من است
من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است

“آی تو، تو کـــــه فریب من و چشمان منی
تو که گندم، تو که حوا، تو که شیطان منی

تو که ویران من بی خبر از خود شده ای
تو که دیوانه ی دیوانه تر از خود شده ای”

در نگــــــــــــــاه تو که پیوند زد اندوه مرا
چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا

ای دلت پولک گلنـــــــــار؛ سپیدار قدت
چه کسی اشک مرا دوخته بر چارقدت؟

چند روزی شده ام محرمت ایلاتی مــن
آخرش سهم دلم شد غمت ایلاتی من

http://img.online-dl.com/images/o7374_576743_2085384359299.jpg

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:46 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

What if it rained?
We didn’t care
She said that someday soon
The sun was gonna shine

And she was right,
This l ve of mine,
My valentine

As days and nights,
Would pass me by
I tell myself that I was waiting for a sign
Then she appeared,
A lve so fine,
My valentine

And I will lve her for life
And I will never let a day go by
Without remembering the reasons why
She makes me certain
That I can fly

And so I do,
Without a care
I know that someday soon the sun is gonna shine
And she’ll be there
This lve of mine
My valentine

What if it rained?
We didn’t care.
She said that someday soon
The sun was gonna shine
And she was right
This lve of mine,
My valentine


Paul Mccartney - My Valentine

http://uploadkon.ir/uploads/738a1031a3600a560904baca433df890.mp3

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:27 بعد از ظهر ] [ shayrin ] [ ]

✔ فکـــرِ تــــو


خُـودم میخـوام تو فـِکر تـو باشـَـم

خـُودم میخـوام از دُنیــا جُـدا شـَـم

تــَمامِ عُـمر هَـر کـاری کـهـ کَــردَم

واسـه این بـوده مَــدیونِ تـو باشـَم

دِلَــم میخــواد هَـر جـایـی کـهـ میــرَم

تــو هَــر لَحظــهـ تـو رو یــادم بیــارَم

عَــذابَم میــدهـ ایــن اِحســاس اَمّا

هَنـــوزَم این عَــذابُ دوسـت دارَم

هَنـــوزَم عـاشِـقِ تَنـهاییـامَم

کَـسی رو تــو جَهـانَم راه نِمیــدَم

هَمیــن فِکــرِت بَــرایِ مَـن یـهـ دُنیـاست

سَــرابِـت رو بـه یِــک دَریـــا نِمیــدَم

نـــهـ میتــونَــم بِهِــت نَـــزدیکــتَرشــَم

نـــهـ میتــونَــم تــو این دوری بِمـونَـم

تَقــاصِ ایــن جُنــون پـایِ کَــسی نیســت

خُــودَم میخـــوام اینجـــوری بِمــونَــم

تـــو ایـن روزایِ تِـکراری هَنـوزَم

تو تَنها فُرصَتِ > دیوونِگیمی <

خیالِت از سَـرَم بیــرون نِمیــره

چــه باشـی چــه نَبــاشـی زِندِگیـمی

هَنـــوزَم عـاشِـقِ تَنـهاییـامَم

کَـسی رو تــو جَهـانَم راه نِمیــدَم

هَمیــن فِکــرِت بَــرایِ مَـن یـهـ دُنیـاست

سَــرابِـت رو بـه یِــک دَریـــا نِمیــدَم


روزبه بمانی

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:15 بعد از ظهر ] [ shayrin ] [ ]

فراموش کردنت
کار سختی نیست !کافیست دراز بکشم...

چشم هایم را ببندم
و برای همیشه
بمیـــــــــــرم ...!

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 11:18 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]
زن قـــــداست دارد ...
بــــراى با او بـــــودن بايد مــــرد بود !

نه نـــــر ... !!!


http://api.ning.com/files/JVqdPP7Q9THZPqFZp7oLl7zVLy*fRSV5PXTahuS90A669o4ziVUb8bgXEiXX238iu9wS9cRIceKyHaitVHjYlofdwqCR9Lzb/hold_on_to_me_love_by_wcs_wildcat.jpg

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

0000000000000000000000000000000
0000000000000000000000000000000

0000000777770000000777770000000
0000077713777700077771377700000
0000777777777770777777777770000
0000777777777777777777777770000
 7771377000تـولدت مبـــارک0007713777
0000077777777777777777777700000
0000007771377777777713777000000
000000007777771377777700000000
0000000000777777777770000000000
0000000000000777770000000000000
0000000000000007000000000000000
0000000000000000000000000000000

 

*♥*♥*♥*
*♥*♥*♥*
*♥*♥*♥*
*♥*♥*♥*
*♥*♥*♥*♥*♥
*♥*♥*♥*
*♥*

 

بهـ چِشما تُو مُحتاجَمـ

واَسِهـ تعبیر این رویــا

کِهـ بـازم میشِهـ عآشِقـ شُد تو این بی رحمـ دنیــآ

بِهـ لَبخندِ تُو مُحتاجَم کِهـ تَنها دلخوشیم باشِه

بزار دُنیاِ بی روحَم بِه لبخندِ تُو زیبآ شِه



[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 5:10 قبل از ظهر ] [ shayrin ] [ ]



قشنگـــ تَریــטּ صــداـﮯِ زندگـﮯ تَپِــشِ قَلبـــــِ توســﭞ

با شکوهـ تریـטּ روزِ دُنیــا تَولّــــدِ توســﭞ

پَس بَراـﮯِ مَــטּ بِماטּ و بِداטּ کهـ عــاشِقــــانه دوستَـتـــ دارمــــ





HapPy BirThDay My SweetHeart


[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 4:55 قبل از ظهر ] [ shayrin ] [ ]


حضرت حـــــيدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مديون عطر يـــــــــاس بود

اي که ره بستي ميان کوچه ها بــر فاطمه

گردنت را مي شکست آنجا اگر عباس بود



يا علي رفتم بقيع اما چه سود


هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود


يا علي قبر پرستويت كجاست


آن گل صد برگ خوش بويت كجاست


هرچه باشد من نمك پرورده ام


دل به عشق فاطمه خوش كرده ام


حج من بي فاطمه بي حاصل است


فاطمه حلال صدها مشكل است


 



ز آن روزي كه سيلي خورد زهرا


سيه شد روزگار اهل معنا


شنيدم ز عارفي كه مي فرمود


حكم فرج را كند زهرا ي سيلي خورده امضا




اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت


اي كاش مدينه در و ديوار نداشت


فرياد دل محسن زهرا اين بود


اي كاش در سوخته مسمار نداشت


كاش قلبم به قبرش راه داشت


كاش زهرا هم زيارتگاه داشت



 ز آن روزي كه سيلي خورد زهرا


سيه شد روزگار اهل معنا


شنيدم ز عارفي كه مي فرمود


حكم فرج را كند زهرا ي سيلي خورده امضا

http://smrazizadeh.persiangig.com/image/ax/fa.jpg

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 2:51 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ...

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر از....

لمس کن لحظه هایم را ...

تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم....


لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن ........


http://img4up.com/up2/17961141885781467568.jpg

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 2:28 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

میخواهم بنویسم

اره درسته

الان فقط میخوام بنویسم

شاید چرت

و شایدم کمی پرت

ولی مینویسم

هنوز هم مینویسم

تا بدانی هنوز وجودت عذابم میدهد!!

شاید

شاید این لمس تنهایی های من است که گه گاه بوی لاستیک سوخته ی فلوکس های قدیمی را میگیرد

شاید اما شاد که باشی هیچ فرقی نمیکند

شاید همان لاستیک هایی را میگویم که مارکش فقط باید البرز باشد

درست است همان هایی که روزگارانی دراز روی اب دریا غوطه میخورند

غلط املایی شاید

ذهنم انقدر درگیر خوبی های عجیب تو شده که دیگر تفاوت سمبوسه را با ماگماهای اعماق زمین نمیدانم

تو شاد باش

تو شاد باش

این برای من کافییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییست..... !!!

14559542795565542388 عکس های عاشقانه جدید مردادماه 90

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 2:14 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

آرزویم این است

نتراود اشک از چشم من هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق لبانم هرگز و به اندازه یک عمر من عاشق باشم

عاشق آنکه مرا می خواهد و به لبخند من از خویش رها می گردد ( عروسک زشت )

و  مرا دوست بدارد به همان حد که دلم میخواهد.....

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 2:6 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

نمیدانم نوشتن در این بازه جواب میدهد یا نه!

اما واقعا چه فرقی میکند

وقتی که دلت از همه ی دنیا میگیرد

و بیشتر از همه از خودت

 

وقتی که از تک به تک اطرافیانت حس انزجار میگیری و

حس میکنی که دلت هیچ کس را جز خودت نمیخواهد

 

وقتی همه ی انگشت های نشانه

تو را نشان میدهد و تو

 

تو اما بی تعلق از هیچ کس

کسی را دوست میداری

که برایت هیچ کس نیست..............................................

http://up.vatandownload.com/images/s9uptksil9yzc011suv6.jpg

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 1:59 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]

بعضی وقتا هست که دوست داریـــ کنارت باشه . . .

محکمـ بغلت کنه . . .

بذاره اشک بریزی تا آرومـ شیــــ . . .

بعدآرومـــ تو گوشت بگه:
.
.
.
« دیوونه من که باهاتمـــ »

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 6:48 بعد از ظهر ] [ morti ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

داری می بینی دیگه
نويسندگان